راز رسیدن

رسیدن

لیلی زیر درخت انار نشست

درخت انار عاشق شد . گل داد ؛ سرخ سرخ

گلها انار شد ؛ داغ داغ . هر اناری هزار تا دانه داشت

دانه ها عاشق بودند ؛ دانه ها توی انار جا نمی شدند

انار کوچک بود . دانه ها ترکیدند . انار ترک بر داشت .

خون انار روی دست لیلی چکید

لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید . مجنون به لیلی اش رسید

خدا گفت : راز رسیدن فقط همین است

کافی است انار دلت ترک بخورد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.